الشيخ رسول جعفريان

167

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

امرى عادى و طبيعى در ميان عرب باديه است و عادت به جنگ ، خود به خود روحيهء جنگى مىسازد . شجاعان جنگى عرب هميشه از باديه بوده‌اند . ابن ابى الحديد مىگويد : نام عمرو بن عبدود شجاع قبيلهء قريش ( كه در جنگ خندق به دست اميرالمؤمنين على عليه السلام كشته شد ) در ميان سه قهرمان معروف عرب ( عتبه ، بطام و عامر ) ياد نشده و دليلش اين كه او در شهر زندگى مىكرد ، اما آن سه تن ديگر همه از اهل باديه و كارشان غارت و نهب اموال بوده است ، به خلاف قريش كه در شهر زندگى مىكرده و كارشان حمايت از حرمشان بوده است . لذا عمرو مانند اينان شهرت نيافته است . « 1 » كعب الاحبار نيز ( هر چند قصه مىگويد ! ولى از آنجا كه قصّه حكايت از فرهنگ عاميانه دارد ) اشاره مىكند كه : شقاوت از روز اول باديه را انتخاب كرده و به امر خدا بدان ملحق شده است . شايد بدين جهت است كه نويسندهء عربى مىگويد : تاريخ عرب را چيزى جز جرم و خيانت تشكيل نمىدهد . « 2 » وى در جاى ديگرى مىگويد : اعرابى عصبى مزاج بوده و به خاطراندك چيزى عصبانى شده و عصبانيت او حدّ يقف نداد ، . . . وقتى احساس نياز كند بلافاصله شمشير را درآورده و آن را حَكَم قرار مىدهد . . . تا جايى كه جنگ عادت روزانه آنها شده است . مزاج عصبى ، ذكاوت خاص خود را مىطلبد . به همين دليل فرد اعرابى با ذكاوت است و اين ذكاوت در زبان او خود را نشان مىدهد . بسيارى از اوقات بر اشارت دور اكتفا مىكند . . . از نظر روحى تمايل به آزادى خواهى دارد ، بدون آن كه آن را محدود بداند ، البته آزادى شخصى نه اجتماعى . او طالب مساوات است اما مساوات در حد قبيلهء خود . « 3 » هيكل مىگويد : براى اعراب اگرچه زندگى در باديه مشكل است اما ( به گمان آنها ) به دور از ننگ است . « 4 » آنها وقتى به شهر آمده و طعم زندگى در شهر و حتى كاخهاى آن را مىچشيدند ، باز علاقه به بازگشت به باديه ، يعنى وطن اصلى خود را داشتند . « 5 » تا جايى كه همسر معاويه ، مادر يزيد ، به باديه برگشت و زندگى در آن را بر كاخ سبز معاويه ترجيح داد . « 6 » به گفتهء هيكل ، مردم جزيرة العرب تا كنون نيز باديه نشين هستند و الفتى با شهرنشينى و سكونت در يك نقطه ندارند و در يك محل استقرار نمىيابند . آنها غير از كوچ و انتقال - چيزى كه باديه با آن آشناست - تحمل چيز ديگرى را ندارند . « 7 »

--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 13 ، ص 291 ( 2 ) . فجر الاسلام ، ص 33 ( 3 ) . همان ، ص 44 ( 4 ) . حياة محمد ، ص 39 ( 5 ) . المفصل ، ج 4 ، ص 299 ؛ مروج الذهب ، ج 2 ، ص 40 ( 6 ) . بلوغ الارب ، ج 3 ، ص 426 ( 7 ) . حياة محمد ، ص 39